تبليغاتX
.::اولین وبسایت طرفداران محسن افشانی::.
300000 بازدید

تشکر برای 300000 بازدید.

خوشحالیم که همراهیمون می کنید.

*******

برنامه ی پرواز 1404 با اجرای محسن افشانی رو هم می تونید هر شب ساعت 8:20 از شبکه ی 5 تهران ببینید. دوستان شهرستانیم می تونن از وبلاگ سمانه عزیز برنامه رو دانلود کنند.


نگارش در تاريخ دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

نقد فیلم "کیمیا و خاک"

"کیمیا و خاک" را در اکران اول دیدیم، اما از آنجایی که قصد داشتم تا اکثر فیلم های مورد علاقه ام در جشنواره را ببینم، نقد و نظر درباره این اثر را به تاخیر انداختم. این هم یک نقد کلی است و فقط مربوط به نقش محسن افشانی نمی شود. شخصا علاقه ای به دیدن فیلم هایی در ژانر دفاع مقدس، انقلاب، جنگ،...ندارم(البته از یک سری کارهای خاص فاکتور بگیرید)، اما بالاخره "کیمیا و خاک" را دیدیم. از رافعی شناخت چندانی ندارم و البته توقع دیدن یک کار عالی هم از ایشان نداشتم. به صراحت می توانم بگویم %80 جمیعت حاضر در سالن، برای تماشای بازی حامد بهداد آمده بودند، آن هم یک بازی که قرار بود از جنس متفاوت باشد! فیلم شروع می شود و همه ی مشتاقان بهداد منتظر هستند تا اسم او را در اوایل لیست بازیگران ببیند، اما در کمال حیرت بالاخره با دیدن اسمی که طرز نمایشش بیشتر به حضور افتخاری می خورد، مشخص شد فیلم قرار است چه روندی را طی کند. من برای دیدن بهداد به تماشای فیلم ننشسته بودم، اما خب همه با تصور و کنجکاوی ویژه ای منتظر دیدن نقش بودند و از آنجایی که فیلم بیشتر مخاطبانش را مدیون نقش به اصطلاح ناآشنا و خاص بهداد است، مردم با دیدن چنین صحنه ای متعجب می شوند. بگذریم از اینکه نقشش کوتاه بود، با این حال گریم و به خصوص بازی نیز باورپذیر نبود. بهداد در سینما به یک تیپ سرکش، مغرور و با لحن و زبانی تند و گزنده تبدیل شده و حتی زمانی که سعی می کند از این قالب مشروط در عقل بیننده بیرون بیاید و تبدیل به یک روحانی آرام شود، نقش، ناب از آب در نمی آید . متاسفانه بهداد نتوانست در هیچ یک از 3 شخصیتی که در این فیلم داشت، قابلیت هضم شدن را داشته باشد. حتی زمانی که به عنوان یک کارگر ساختمان بر پرده ظاهر می شود. و این یعنی یک کار بد در یک کارنامه ی موفق.
در کل فیلم اکیپ خوبی از بازیگران باسابقه از جمله حسین یاری، آزیتا حاجیان، پریوش نظریه، سیاوش طهمورث و.... داشت. از این بازیگران کمتر کار و بازی ضعیفی دیده شده، البته در این کار هم خوب بودند، اما به نظر می رسید کارگردان تلاشی برای گرفتن بهترین بازی از بازیگر را نداشت.
و اما محسن افشانی هم که نقش پسر حسین یاری را ایفا می کرد که پدرش به جرم سیاسی در زندان بود، ولی او پس از آزادی پدرش را نمی پذیرد و بالاخره کاشف به عمل می آید که خود نیز به دلیل فعال بودن در امور سیاسی شهید می شود. نقش فرا کوتاه بود، آن قدر کوتاه و مختصر که خیلی اتفاقی وارد داستان شد و بدتر از آن، خیلی اتفاقی تر از داستان بیرون رفت. حتی این احتمال داده می شود که راش های مربوطه در میز تدوین، قیچی شده باشند. باید حرفه ای باشی تا بتوانی در مورد نقش های خیلی کوتاه نظر بدهی، اما در مجموع می توان گفت به عنوان اولین کار کوتاه سینمایی، محسن افشانی خوب بود. البته شاید عجیب به نظر برسد که من بازی بهداد را قبول نداشته باشم و بگویم بازی افشانی خوب بود. این مقایسه بدون توجه به رزومه ی کاری دیگر بازیگران صورت گرفت و همان طور که گفتم، متاسفانه به دلیل کوتاهی نقش و جدید بودن چهره ی محسن افشانی برای سینما، بعید است به چشم بیاید.
می رسیم به طراحی دکور و صحنه و لباس و گریم....که بزرگترین نقطه ضعف فیلم همین دکور و صحنه بود. حتی تماشاگر عامی هم به راحتی می توانست درک کند که در حال تماشای فیلمی در تهران 87 است و تهران 57 جایی در اعماق پس زمینه به صورت مبهم پدیدار می شود. بارزترین سکانس آن مربوط به فرودگاه است که همه از صندلی هایش که بدون تغییر باقی مانده بودند، حرف می زدند و البته عجیب است که دفاع زیادی از دکور فیلم شده است. لباس و گریم هم مورد پذیرش بود. چون در ایران رسم بر این است که بازیگر هنگام فیلمبرداری خودش لباس هایش را تهیه کند، از اینکه در این فیلم برای بازیگران لباس خریده شده بود، با افتخار صحبت می شد و واقعا چه کار شگفت انگیزی!!!
"کیمیا و خاک" یک کار اپیزودیک بود، چنین سوژه های در ایران به طور گسترده کار نشده و البته برای اینکه در این چنین ژانرهایی، به طوری که چند روایت با هم پیوند بخورد و تماشاگر تا اخرین دقیقه هیجان و تب و تاب خود را حفظ کند، نیاز به مهارت بالایی در ساخت و قصه پردازی است و به همین دلیل "کیمیا و خاک" بسیار کشدار به نظر می رسد که به ناچار تماشاگر را به کشیدن خمیازه وا می دارد. ساخت فیلمی موازی و متقاطع یک کشف نیست، لازم نیست پورتر یا گریفیث باشی، بلکه باید خلاق بود. اصل قصه ی کیمیا و خاک بی خلاقیت نبود اما فاقد هیجان بود و از طرح اولیه به درستی استفاده نشد و در حقیقت چیزی خاصی وجود نداشت تا بیننده را مشتاق کند. شخصیت ها نیز بسیار کوتاه و فشرده بودند و باعث می شد مخاطب بتواند ناخودآگاه و بی رحمانه، تنها پس از دقایقی اندک، شخصیت را فراموش کند و مخصوصا نقش محسن افشانی بیشتر از بقیه این خاصیت را داشت.

شاید اگر "کیمیا و خاک" به جشنواره نمی رسید، تنها یک اکران عمومی ناموفق نصیبش شد. البته خوب شد که ما آن روز "به رنگ ارغوان" را دیدیم تا حدی از کم و کاستی های "کیمیا و خاک" نادیده گرفته شود!

************************

پ.ن1: این نقد کپی برداری از نقدهای موجود در نشریات و اینترنت نیست. توسط خودمان نوشته شده. امیدواریم نکات کلیدی را ذکر کرده باشیم.
پ.ن2: مجله ای به نام جشنواره در طی 10 روز جشنواره فجر، در سینماهای نمایش دهنده  فیلم ها، توزیع می شود. در شماره ی ششم این مجله، مصاحبه ای با کارگردان، همراه با نوشته هایی از عوامل فیلم مذکور بود که این نوشته هم از طرف محسن افشانی است.
"هر سال که از جشنواره ی فجر می گذرد، یک قدم به سوی تعالی و تکامل در زمینه ی فیلم سازی و تولید آثار هنری برداشته شده است. امید این که هر سال جشنواره فجر، میزبان آثار متعالی ماندگار باشد".

پ.ن3: سوپرایزی که قرار بود از آن برایتان بنویسیم و البته باعث شد شما را منتظر بگذاریم، متاسفانه خود به خود کنسل شد. قرار بود ما از طریق یکی از دوستان خبرنگار، یک گزارش خیلی ویژه از نشست "کیمیا و خاک" تهیه کنیم و چون محسن در این نشست شرکت نداشت، انتشار این گزارش کاملا بیهوده است.

پ.ن3: اگر خواستید می توانید ادامه ی مطلب را هم ببینید.



ادامه مطلب...

نگارش در تاريخ سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

مصاحبه با مجله کانون خانواده

مصاحبه محسن افشانی با مجله "کانون خانواده"

 عطر
  من نسبت به بو حس خاصی دارم و معتقدم هر انسان بوی خاص خودش روداره.وقتی یه نفر عطر خاصی رو انتخاب می کنه،یعنی دوست داره همیشه اون بو رو بده.من زمانی که بوی عطر مشابه اون به مشامم می خوره،یاد همون شخص می افتم.خودم بولگاری آکوا مشکی دوست دارم معتقدم واسه یه پسرواقعا عطر جذابیه.

ساعت
 چند تا ساعت دارم که با تیپ های مختلف ست می کنم.اسپورت با لباس های اسپورت و روزانه و ساعت رسمی با لباس های رسمی و عموما کت و شلوار.یه ساعت صفحه مستطیلی بزرگ Police دارم که خیلی دوستش دارم،قشنگه!

کفش
 بیشتر کتونی می پوشم تا کفش،بیشتر لباسام اسپورته.شلوار پارچه ای زمانی می پوشم که فقط کت و شلوار باشه و کفش رسمی هم فقط در این شرایط می پوشم.کتونی Tommy ٬اسنیکرز و کانورس رو خیلی می پوشم،راحته!

 لباس اسپورت
 ۸0 درصد لباسام اسپورته،خیلی وقت ها هم گرمکن می پوشم،حتی زمانی که میخوام برم سر لوکیشن یا سر کار های روزمره،باشگاه هم که می رم فقط اسپورت،گرمکن برشکا مشکی مو خیلی دوست دارم!یه سوئی شرت فیلی هم دارم با یه شال گردن اسپورت آبی سفید که با یه کلاه آدیداس و کانورس می پوشم.

  لباس رسمی
 ۴ دست کت و شلوار دارم که خیلی دوسشون دارم،مخصوصا یه کت و شلوار سفید جاکامن که کات خیلی خوبی داره و استیل قشنگی توی تن داره که با یه پیراهن یقه فرانگی مشکی و پاپیون مشکی روی پیراهن یقه فرانگی سفید با دکمه سر آستین مشکی! با کلاسه!

سفر
سفر کردن رو دوست دارم،دوست دارم همه جا رو ببینم و به خاطر شرایط کاری ام سفر تفریحی می کنم!

ماشین
 کلی ماشین بازم، BMW۳۳۵ رو دوست دارم.خودم  Couppe سرمه ای دارم و به نظرم سواری خوبی داره و قیافه اش خیلی وحشی و دوست داشتنیه! تو دل بروئه!

غذا
 همه غذا ها رو دوست دارم،مخصوصا اگه دستپخت مامانم باشه.البته بادمجون،کدو،قارچ،فلفل دلمه ای،پیاز،هویج پخته و آبمیوه همه مدل رو دوست دارم.ویتامینه هم خیلی دوست دارم.

 شعر
 به شعر و شاعری علاقه زیاد دارم.خودم دلنوشته مسجع زیاد دارم.احمدشاملو، محسن نامجو، افشین یداللهی و...

 رنگ ها
 به حسی که که رنگ ها به آدم می دن و تاثیری که می گذارن اعتقاد دارم.خودم ترکیب مشکی و قرمز رو دوست دارم.

خواننده
 خیلی به خوانندگان اروپایی علاقه ندارم و خواننده های خودمون رو بیشتر دوست دارم.علی لهراسبی، محسن یگانه، محسن چاووشی و احسان خواجه امیری رو دوست دارم.

غذا های فست فود
 تو غذاهای فست فود بی نهایت فیله استریپس رو دوست دارم با سالاد میوه.

غذا های سنتی
عاشق آبگوشتم، کله پاچه رو که اصلا نگو ٬ می بلعم!

آشپزی
 آشپری بلدم،البته یه کمی.تا این حد که اگه خانواده نباشن از گرسنگی نمیرم (البته خدا برکت بده به این رستوران ها و فست فود ها که نمی زارن گرسنه بمونیم!) املت خوب درست می کنم،نیمرو عالی،تخم آبپز عسلی خوب،ماکارونی در حد اعلا،سوسیس سرخ کرده هم بلدم.

سلامت روح
به سلامت روح خیلی اعتقاد دارم،معتقدم هرکس روح خودش رو از هر گونه ناپاکی و آلودگی پاک کنه،در روند روبه رشد زندگی اش خیلی تاثیر می ذاره و این همش به لطف و نظر  خدا بر می گرده. به نظر من برای هر انسان سلامت جسم اهمیت داره این که آدم هر لحظه از زندگی اش احساس خوبی داشته باشه و شکر گذار سلامت جسمی اش باشه حس خوبیه!

صبحانه
 صبحونه رو دوست دارم، ولی وقتی که کار ندارم تا ۱۲،۱۱ ظهر می خوابم.اون وقت صبحونه از دستم می پره...

ناهار
ناهار زیاد می خورم،شام هم خیلی بیشتر.کلا غذا رو دوست دارم،مخصوصا اگه ماکارونی با گوشت فراوان،کتلت،قرمه سبزی و عدس پلو و قیمه نذری باشه.

ورزش
 ورزش کردن رو دوست دارم،چون سلامت جسم رو دوست دارم.من فوتبال میرم.والیبال بازی می کنم،شنا می کنم،الان هم حدود ۲ ماهه که عضو باشگاه هنرمندان هستم واز اینکه در کنار پیشکسوتان هستم خوشحالم (آخه دوستامو همه رو یهو یه جا می بینم!)

موسیقی
در حال رانندگی دائم موسیقی گوش می دم.به موسیقی خوب علاقه دارم و فرقی نمی کنه ایرانی باشه یا خارجی.موسیقی خوب با روحیه ام بازی می کنه و منو یاد بهترین دوران زندگی ام می اندازه.محسن نامجو گوش میدم، فرهاد، فریدون ،خواجه امیری ، لهراسبی ، افتخاری، شجریان، پینک، رپ تاک، همچنین آهنگ های قدیمی خوانندگان خودمون رو هم زیاد گوش می دم.به نظرم پر محتوا تر از امروزه.

 غذاهای دریایی
تو غذاهای دریایی فقط قزل آلا رو دوست دارم،از میگو هم بدم میاد.

 رستوران و منوی مورد علاقه
سوپر استار،آواچی و سندباد زیاد می رم. منوی مورد علاقه ام سوپ جو است.

تغذیه
سبزی خوردن و تربچه رو دوست دارم،ولی بیشتر سالاد فصل و سالاد کلم پر از سس مایونز.دوست دارم نوشابه نخورم،ولی نمی تونم جلوی خودمو بگیرم.آبمیوه زیاد می خورم.نه ژله دوست دارم نه کارامل٬ نه سالاد بروکلی و نه سالاد ماکارونی.دست مامانم درد نکنه صبح به صبح یه لیوان شیر کنار تختم می زاره.شیر دوست دارم،شیر کاکائو ٬ ولی باید خنک باشه،چون نوشیدنی داغ دوست ندارم و تا حالا نخوردم. پنیر و خامه هم دوست دارم اساسی،راستی خامه عسلی هم دوست دارم.

میوه
 میوه زیاد می خورم.یه چیز جالب! وقتی دور و برم شلوغه و زیاد میوه می خورم،می گم من نمی دونم چرا اصلا میوه دوست ندارم! بازم مامانم دستش درد نکنه،هرشب یه بشقاب میوه برام میاره،خیار،سیب،پرتغال،کیوی و موز رو خیلی دوست دارم.خرمالو و انجیر دوست ندارم.البته دست بابام هم درد نکنه که کار می کنه،زحمت می کشه،میوه می خره میاره خونه.

طعم زندگی
 طعم زندگی من هر چی که هست شرینه.خدا رو شکر دعای خیر پدر و مادرم پشت سرم بوده و نمی زاره زندگیم تلخ بشه.خدا سایه شون رو بالای سرم نگه داره انشا الله٬ واقعا بهترین دستپختی که خوردم،دست پخت مامانم،مادر بزرگ و جفت خاله هام بوده.

حرف آخر
برای حرف آخر اینکه در بدترین شرایط احساس خوبی داشته باشید.چون بهترین لحظه ها در مقایسه با بدترین شرایط احساس می شه.بابا دوست دارم،مامان عاشقتم،آبجی هواتو دارم.مواظب خودتون باشید.

***********

یک سوپر پی نوشت که دوست نداشتم در ادامه ی مطلب باشد!

پ.ن1: "فلانی با دختری دوسته؟"..."چند سالشه؟ خوشگله؟ بچه ی کجاس؟"،"وااااایییییی من باورم نمیشه، چطور می تونم با این فاجعه کنار بیام"،"من تو فلان مهمونی دیدمشون، هر کاری ام کردیم ازشون عکس بندازیم نشد" ....و این ها و از این قبیل جملات حرفهایی هستند که خیلی از دخترها (شما بخوانید اکثریت زیر 18 سال) وقتی چیزی از مسئله ی خصوصی شخصیت مورد علاقه شان می شوند یا می بینند، می گویند.حالا چه آن ماجرا شایعه باشد یا حقیقت، مستند باشد یا خیالی و یا حتی آن فرد هنرور باشد یا هنرمند، مهم این است که آنها دوستش دارند و با شنیدن خبرهای بد خصوصا اگر پای مسائل عاطفی هم در میان باشد، احساس بدبختی می کنند. در هر حال قلبشان تبدیل به هزار تکه شده و به همین دلیل سعی می کنند این اخبار را در پربیننده ترین مکانها منتشر کنند تا شریکانی از جنس خودشان برای این فاجعه جهانی پیدا کنند!

این فقط مقدمه ای بود و لازم نیس من تاپیکی برای این حرف ها پیدا کنم، چون همه چیز واضح است...این قضیه مربوط به این کامنت و آن پست نیست...از این قبیل داستان ها همیشه برای همه جالب بوده و هست...ما هم از بقیه سوا نیستیم و طبیعتا می توانیم در روز با شنیدن این جور چیزها 10-15 دقیقه ای در روز در این مورد حرف بزنیم، ثلا وقتی که وسط یک سریال جذاب  تیزرهای تبلیغاتی پخش می شود و واقعا دیدنشان خسته کننده است، اینجور بحث ها جالب به نظر می آیند!
اما قضیه ی منتشر کردن این اخبار آن هم در محیط پابلیک موضوع دیگری است...اگر ادعا می کنید شخصی را دوست دارید...زمانی که در محیط محدودی مثل همین جایی که همگی در آن زندگی می کنیم و در محیط محدودتری مثل فضای کوچک وبسایت ها یا وبلاگ ها، سر این حرف ها را باز می کنید، در حالیکه خیلی ها جنبه ی شنیدن ندارند، جدا از همه ی آن دردسرهایی که برای شخص مورد علاقه تان می سازید، مجبورید به طرز غیرمستقیم دست به جنایت های بشری زده باشید!!!
هر چیزی می دانید بدانید...آفرین به این همه کشفیات...اما خواهش می کنیم این سوالات را نپرسید و این داستان ها را حداقل اینجا تعریف نکنید...سبزی فروشی که در همه ی محله ها وجود دارد!
اگر هم این بار چیزی تایید شد، ما فقط محض فان بودنشان این کار را کردیم...و البته خواستیم فرد مذکور را هم بخندانیم!
ما نه آدم های بسته ای هستیم و نه از عهد قلقلک میرزا آمده ایم...این قبیل موضوعات آنقدر کلیشه هستند که فقط وفقط باعث دلخوری می شوند.

راستی اگر واقعا نیاز به درد و دل داشتید و شانه ای برای گریه کردن، حداقل از امکان کامنت خصوصی استفاده کنید...البته هر چند آبی از ما برای شما گرم نمی شود!!!

پ.ن2: دوستی از ما در 3-4 پست قبل درخواست شفاف سازی در مورد مشکل افشانی با کمالی پور رو داشت، باید بگیم این مسئله در حوزه ی اختیاری ما نیست و در واقع  چیزی بیشتر از مجلات نمیدونیم، حالا اگه خودشون مطلب خاصی دارن می تونن بفرستن، ما درج می کنیم.

پ.ن3: یکی از خبرهایی که قرار بود جزو  سوپرایزهای ما باشد خبر همبازی شدن دوباره ی محسن افشانی و سیاوش خیرابی در سریال 26 قسمتی "از یاد رفته بود...از آنجا که این خبر خیلی ها را خوشحال میکرد تصمیم گرفته بودیم فعلا چیزی نگیم که آقای خیرابی لطف کردند و در برنامه ی "چشم انداز" خبرش را دادند.


نگارش در تاريخ یکشنبه بیستم دی 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

Merry Christmas


"کریسمس مبارک"
سال خوبی داشته باشید


*****
با شروع سال جدید، شروع شدن امتحانات دوست عزیزمون متین و از اونجایی که ما هم تصمیم گرفتیم تا بدقول نباشیم، بالاخره برگشتیم.
روال آپدیت وبسایت تغییری نمی کنه، اما به دلیل همون علت های قدیمی، ممکنه در تایید کامنت ها تاخیر پیش بیاد.
تو مدتی که نبودیم درخواست های زیادی ازمون شد که البته چون بیشترشون در کامنت خصوصی بود، نشد جواب بدیم. در اسرع وقت به همشون رسیدگی می کنیم.
و باز هم ممنونیم از لطف همتون و اینکه خیلی خوشحالیم که بازم با شما هستیم.
منتظر سوپرایزهای جدید ما باشید

نگارش در تاريخ چهارشنبه نهم دی 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

جوابیه ها!

اسکن های جوابیه های محسن افشانی و محمد کمالی پور در خصوص مسئله ی کلاهبرداری در مجله ی "خانه و خانواده"

مرسی از خانوم میترا برای اسکن ها

=========

سریالی هم با نام "ستاره های سربی" سريال با مضمون اجتماعي و مواد مخدر در 13 قسمت 45 دقيقه‌اي به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه دو ساخته مي‌شود. نسرين مقانلو، رضا توكلي، چكامه چمن ماه، محسن افشاني، افشين سنگ چاپ و رحيم نوروزي از بازيگران اين مجموعه هستند.

==========

برای اطلاعتون باید بگم بنده در رابطه با نظرات شما از تبسم و پارمیدا خواستم تا توضیحی در باب موضوع خداحافظی موقتشون بدن. هر کسی که مایله که میتونه در وبلاگ شخصی تبسم این مطلب رو بخونه.


نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم آذر 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

پیشنهاد کت و شلوار با محسن افشانی

اسکن های جدید محسن افشانی از مجله ی "سینمای امروز"

************

هر آمدنی، رفتنی را به همراه دارد...حالا چه قرار بر این باشد که بخواهی خبر آخرین حضورت را بدهی و چه بخواهی برای مدت کوتاهی از کسانی خداحافظی کنی که خیلی وقت است سعی داشتی آنها را شاد کنی..

تقریبا 2 سالی می شود که با هم بودیم...از آنجایی که این روال زندگی است و همیشه همه نمی توانند آنطور که بوند باشند، درگیری های ما هم بیشتر از آنی شده که بتوانیم دغدغه های دیگری را داشتیم...در طی این مدت سعی کردیم جایی در این میان را برای شما بگذاریم اما متاسفانه یا خوشبختانه قصد داریم موقتا کوله بارمان را ببندیم...از یکی از دوستان مورد اعتماد درخواست کردیم که این مدت را با شما باشند...این دوست هم مشغله های خاص خودش را دارد، اما به دلیل همان احتراماتی که در هر رابطه ی دوستانه وجود دارد درخواست ما را پذیرفت...از همه ی خوانندگان ثابت و غیرثابت سایت هم تقاضا می کنیم همکاری های لازم را داشته باشند...اگر فرصتش را داشته باشیم هرزگاهی نظراتتان را خواهیم خواند.

از امروز مدیریت کامل وبسایت به دست این دوست است...شاید اگر شرایطش پیش بیاد مدیریت همیشگی به دست ایشان باشد یا شخص دیگری...!

تمام تلاش ما به وجود اوردن محیطی سالم و قابل باوری بود.اما متاسفانه در این میان سوءتفاهاماتی هم به وجود آمد، که این امکان را به ما نداد...اگر ذره ای ما را دوست دارید، می توانید منتظر برگشت دیگری باشید...شاید!

پ.ن1: مواظب خاطرات قشنگ ما باشید...مبادا خط خطی شوند...

پ.ن2: از همین پست، جواب همه ی کامنت ها نیز با دوستمان است.

پ.ن3: این پست باید به طور جداگانه یا در ادامه ی مطلب زده می شد...اما نمی خواستم در آخرین بودنمان دست خالی برویم!


نگارش در تاريخ سه شنبه دهم آذر 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

جنگ صمیمانه

محسن افشانی در برنامه ای به اسم "جنگ صمیمانه" در شبکه جام جم به عنوان مهمان حضور داشت که حدود دو هفته پیش پخش شد و اینم عکسهای از این برنامه.

با تشکر از نسترن عزیز.


با تشکر از سحر و مونیکا.



نگارش در تاريخ پنجشنبه سی ام مهر 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

Mohsen-afshani.com

بعد از گذشت یک سال و نیم از آغاز، بالاخره موفق شدیم به ایده آلی که از ابتدای راه در ذهنمون مجسم کرده بودیم دست پیدا کنیم. قطعا بزرگترین هدف هر شخصی که در دنیای مجازی پرسه میزنه رسمیت داشتن مطلق از دید خودش و دیگران است، بنابراین ما هم کتمان نمیکنیم که تبدیل "وبلاگ" به "وبسایت" جزو اهداف بزرگ و تا حدودی دست نیافتی برای ما بود و امروز بی نهایت خوشحالیم از اینکه توانائی این رو داشتیم که خیلی چیزها رو به خودمون و دیگران اثبات کنیم.

از این پس میتونید ما رو با آدرس http://mohsen-afshani.com ببینید. در روند کاری وبلاگ و وبسایت تفاوت های زیادی وجود داره که امیدواریم با کمک شما مثل همیشه ازش سربلند بیرون بیاییم.

****

پ.ن: لطفا آدرس مارو در پیوند های وبلاگتان تغییر دهید.


نگارش در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

گفتگوی کنسل شده محسن افشانی

عکسی از محسن افشانی از گفتگوی برگزار نشده امروز

دانلود فیلم گفتگوی این کنفرانس

دانلود

دانلود از لینک کمکی

******

نميدونم سابقه ي فعاليتهاي اينترنتي تون چقدره....اصلا به سال مي کشه يا نه...ولي فکر ميکنم حداقل کساني که خواننده هاي نيمه ثابت وبلاگم هستن سه ماه سابقه رو داشته باشن...حتما ميدونن محيط اينترنتم مثل محيط بيرون قوانين خاص خودشو داره و هر کس بخواد خلافشو عمل کنه, باهاش برخورد ميشه.
همون طور که خيلي هاتون مي دونيد امروز قرار بود محسن افشاني با همکاري وبسايت سيماي ايراني در ساعت 14، دومين کنفرانسشو با طرفداراش داشته باشه، خوشبختانه به قولش عمل کرد و حاضرم شد اما متاسفانه خيلي از همين شماها با رفتارهاي کودکانه و پيش پا افتاده و بي جنبه بودن که باعث شد قوانين رو رعايت نکنيد و اصلا بعيده که خونده باشيد، اين فرصتو از عده ي محدودي هم که قوانين رو رعايت کردن، گرفتيد و باعث کنسل شدن کنفرانس شديد.
الان هم مطمئنم همتون از دست عوامل سيماي ايراني شاکي هستيد، اما اشتباه مي کنيد چون اگه فيلمو دانلود کنيد، مي بينيد که خود عوامل سيماي ايراني و همين طور خود شخص محسن افشاني و شايد خود ما هم از شما شاکي باشيم که با رفتاراي بي جهتتون باعث به وجود اومدن اين مسائل شدين. به احتمال زيادم همگي الان انکار مي کنيد که شماها نبوديد، ولي ما به عنوان کسايي که 2 ساله داريم اينجا مي نويسيم و باهاتون هر روز حرف ميزنيم، ديگه ميدونيم %70 از کساني که امروز حاضر شدن از خوانندگاه وبلاگ خودمون بودن و از اين بابت واقعا متاسفم, چون این کارتون باعث شد که تصویر ما هم نسبت در نگاه بقیه عوض بشه.
من به شخصه دليلي نمي بينم براي مثال فردي که تازه ديشب فهميده ياهو مسنجر چيه، بخواد بره همين فردا منسجرو دانلود کنه و همه جوره به خودش فشار بياره تا بفهمه چي به چيه و اشتباه بزرگترشم اين باشه که ايجاد مزاحمت کنه.
به هر حال خود کرده را تدبير نيست...اميدوارم از عوامل سيماي ايراني ناراحت نباشيد، چون اين واکنش مستقيم به کنش اشتباه خودتون بود. سيماي ايراني هم خواست اين حرفها گفته بشه که مشکلي پيش نياد.

در ضمن، عوامل سيماي ايراني هم از ما خواستن که بهتون بگيم که ديگه به هيچ عنوان به آيدي ياهو مسنجر مجموعه، براي طرح هيچ سوالي در مورد "محسن افشانی" پي ام نديد، چون در هيچ صورت جوابي نمي گيريد.

فيلم گفتگوي کنسل شده رو هم حتما دانلود کنيد.

*****

عکسهای جشن رمضان که امشب از شبکه ۵ پخش شد.

(با تشکر از همای عزیز)

 

- محسن هم در جشن رمضان گفت که اجراش در عصر بخیر بچه ها دو سه روز دیگه روی آنتن میره.

میتونید این برنامه رو از وبلاگ سمانه ی عزیز دانلود کنید.

- منتظر تغییرات و سوپرایزهای جدید برای محیط وبلاگ باشید!

****

توجه کنید:

از همین الان به علت تغییر سرور وبسایت سیمای ایرانی، ایمیل محسن به طور موقت بسته میشه. یعنی هر ایمیلی بفرستید ارسال نمیشه. پس تا اطلاع ثانوی که سایت دوباره فعال شه ایمیل نزنید. ما هم بعد از فعال شدن، تو همین وبلاگ اطلاع رسانی می کنیم.


نگارش در تاريخ چهارشنبه چهارم شهریور 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

گِله هایی از جنس دوست داشتن

جوابیه محسن افشانی به ایمیل ها و البته حرفهای ما!!

"خواندن ادامه ی مطلب فراموش نشود"

قبل از خواندن ادامه ی مطلب باید بگم این نظرات صرفا فقط از طرف مدیران وبلاگه. البته خوندن نظرات شما هم جالبه ولی در صورتی که منجر به دعوا نشه.



ادامه مطلب...

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

محسن افشانی در ویژه برنامه ی عید مبعث

عکس ها و کلیپ هایی از ویژه برنامه ی عید مبعث که دیروز از شبکه سوم پخش شد.

 

 

با تشکر از منصوره مشیری عزیز برای عکس ها

 *****

دو ویدئو از این برنامه 

دانلود ویدئوی اول 

دانلود ویدئوی دوم

با تشکر از سمانه ی عزیز برای ویدئوها.


نگارش در تاريخ سه شنبه سی ام تیر 1388 توسط تبسم و پارمیدا |

سال جدید



با آرزوی خنده های از ته دل و گریه های از سر شوق، امید بهترین هارو برای خوانندگان وبلاگ و محسن افشانی عزیز داریم.

"تبسم و پارمیدا"


عکس میانه ی گرافیک محسن افشانی از: خانوم فرشته
پ.ن: فیلمبرداری فیلم پنج اپیزودی "کیمیا و خاک" که از 14 اسفند آغاز شده بود, به پایان رسیده. از اونجا که سعی شده فضا و صحنه سازی های فیلم کاملا مشابه سال 1357 باشه، فیلمبرداری با دشواری هایی هایی همراه بوده که باعث طولانی تر شدن زمان فیلمبرداری شده. موضوعات مختلفی مثل حادثه ی 13 آبان، اغتشاش و اعتصاب در فرودگاه، نقش امریکایی ها در درگیری ها و....دیده میشه. ضمنا فعلا قضیه اکران این فیلم در بهار 88 منتفی شده و این فیلم به احتمال زیاد برای نمایش در بیست و هشتمین جشنواره ی فیلم فجر آماده میشه.

نگارش در تاريخ جمعه سی ام اسفند 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

قالب جدید

سلام.
من(تبسم) به همراهي پارميدا، امروز مي خوايم قالب جديد وبلاگ رو به خواننده هاي خوبمون معرفي کنيم.
اين قالب توسط مديريت محترم سايت بلاگ اسکين براي ما که يکي از برنده هاي جشنواره ي زمستانه ي قالبهاي بلاگ اسکين بوديم ساخته شده و ازشون تشکر ويژه داريم.
همچنين اين بهونه اي شده تا يک بار ديگه از خواننده هاي عزيز وبلاگمون تشکر کنيم که هميشه همراهيمون مي کنن و خيلي خوشحاليم که ما رو جزو يکي از بهترين منابع "محسن افشاني" انتخاب کرديد.
اميدوارم اين همکاري ها و روابط دوستانه همچنان ادامه داشته باشه.


* در قسمت بالاي وبلاگ يک ويدئو پلير آنلاين قرار داديم که از اين به بعد با ویدئوهاي جديد آپديت ميشه.
*  لينکهاي دوستان به دليل زياد بودن و بهم نخوردن شکل ظاهري وبلاگ به زودی به صفحه اي جداگانه منتقل ميشه که لينکشو در صفحه ي اصلي در قسمت "لينک دوستان" میذاریم..

***

پ.ن ۱: محسن افشانی دیشب در شبکه ی جام جم و برنامه ی "۳۰ تا ۳۰" که یک برنامه ی گفتگو محور در رابطه با دهه فجر هستش شرکت کرده بود که طبق معمول...ندیدیم دیگه! اما دوست گلمون "منصوره مشیری" عزیز لطف کرد و چند تا عکس از محسن در این برنامه به دست ما رسوند٬ فعلا اینا رو داشته باشید تا شاید در آینده تونستیم دانلودش رو هم بذاریم.

بازم ممنون منصوره جون

پ.ن۲: فهرست برگزیدگان نظرسنجی از مخاطبان شبکه ی جام جم اعلام شد میتونید برید "اینجا" و اسامی برندگان رو ببینید! ترانه ی مادری به عنوان بهترین سریال انتخاب شده به همراه آقای دانیال حکیمی و خانوم گودرزی به عنوان بهترین بازیگران زن و مرد این سریال٬ بوم سفید هم به عنوان بهترین برنامه ی کودک و نوجوان انتخاب شده ولی متاسفانه بهترین مجری آقای حاجی عبداللهی شدند. تسلیت به "کیوان ساکت اف" عزیز و همچنین به خودمون که معلوم نشد اینهمه رای به محسن افشانی کجا رفت!


نگارش در تاريخ یکشنبه ششم بهمن 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

سوتفاهم؟!!


با شروع برنامه هاي مناسبتي راديويي محسن افشاني و فاطيما بهارمست، يه سري بحث هاي بچه گانه رو در قسمت نظرات خوندم که لازم دونستم در موردش يه چيزهايي بگم.
حرفهايي که به جرات ميتونم بالاي %90 از طرفدارهاي محسن زدند، تنها ناشي از يه سري عقايد، تفکرات و تعصب کورکورانه و حسادت هاي دخترونه بوده. واقعا خجالت داره که درباره ي فاطيماي 12 ساله که از خيلي هاتون کوچيکتره اينطوري حرف بزنيد و اظهار نظر کنيد.من هيچ موردي تو اين عکسها و روابط کاري و حتي عکسي که خيلي ها مي گفتن اين دو نفر برخورد فيزيکي داشتن نمي بينم...
خيلي ها هم يه سري حرفهاي خنده دار و بي پايه و اساسي زدن که مثلا محسن حرکات سبکي داشته يا مثلا با طرفداراي دخترش خيلي صميمي برخورد کرده و کار به دست دادن و يه سري چيزاي ديگه کشيده که به دليل اينکه اين صفحه ي اصليه وبلاگه براي به وجود نيومدن مشکل ترجيح ميدم نگم.
خواستم بگم خيلي ها با خودشون مشکل دارن...اينکه يه نفر با طرفداراش خيلي صميمي و گرم برخورد کنه عيبي داره؟!! اگه بريد جلو و اون فرد براتون ارزشي قائل نشه کلي شاکي ميشيد که طرف مغروره و اگه مورد توجه واقع بشيد اينجور فکر ميکنيد که طرف فلانه و بهمانه!
اولا به دليل مسائل حراستي و وجود کلي نگهبان و پليس يک آدم عادي مثل منو شما هم نمياد اين حرکتارو انجام بده چه برسه به کسايي که تو کار بازيگري و سينما و اينجور حرفا باشن...دوما اگه مسائل امنيتي حراستي هم وجود نداشت همچين چيزايي پيش نمي يومد...سوما من به شخصه محسن رو تحسين ميکنم اگه انقد صميمي بوده باشه که بخواد با طرفداراش دست بده و باهاشون احساس راحتي کنه...واقعا دست و بغل انقد مسئله ي بزرگيه که خيلي هاتون به صراحت گفتين :"من از محسن به اين دليل متنفر شدم"؟!!!
هر کسي يه سري عقايد خاصي واسه خودش داره که منم نميخوام درس اخلاق بدم و توهين کنم اما اين جور مسائل اونقد پيش پا افتادس که خيلي وقته حل شده، بهتره يه نگاه به دور و اطرافتون بندازيد و عاقلانه برخورد کنيد!

 

پ.ن1: بچه ها من يعني تبسم، به دليل اينکه دانشگاهم خارج از تهرانه، متاسفانه نميتونم مثل قبل با وبلاگ بيشتر از يکی دو روز در هفته همکاري داشته باشم و تا جايي که بشه سعي ميکنم بيشتر بيام و تو بحث هاي کامنتي شرکت کنم.


نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 توسط تبسم و پارمیدا |

مصاحبه با سیاوش خیرابی و خبر حضور دوباره ی محسن افشانی !

 

سلام.

خب ترانه مادری هم که به سلامتی تموم شد.من چندان از آخرش خوشم نیومد، آخه این بعد از همه کش دادن فیلمنامه، گفتن ماجرا اونم به صورت هل هلکی اصلا جالب نبود.اصولا من اصلا فیلما و داستانایی رو که پایان خوشی دارند رو دوس ندارم و همیشه پایان تلخ برام جذاب تر بوده.ترانه مادری هم پایان شیرین در شیرینی داشته که دلو میزده!. تازه 50 قسمت هم نشد، شد 47 قسمت

به هر حال منتظر کارای بهتری از محسن افشانی هستیم.

راستی یکی از دوستان به اسم "ساناز" کامنت داده بود که از خود محسن تو مراسمی در شهر بیرجند شنیده که قراره مجری یکی از برنامه های زنده ی "ماه رمضان" باشه، این خبر خیلی خیلی خوبی بود البته در صورتی که صحت داشته باشه.من قصد هیچ شایعه پراکنی ندارم. منم به حرف این دوست اعتماد می کنم...حالا ببینیم واقعا حقیقت داره یا نه.

من سایت شبکه سوم را چک کردم. همشون مجریاش مشخص بود جز دو برنامه، یکی برنامه ی "ماه محبوب" که قبل از افطاره و یه برنامه دیگه که قراره طرفای ساعت 9 شب پخش بشه.البته تا جایی که من میدونم مجری های اینجور برنامه ها باید خیلی باسابقه و قاعدتا 6-5 سالی از محسن افشانی بزرگتر باشن. به هر حال تا دو سه روز دیگه مشخص میشه.

 

این قضیه ابروهای محسن رو هم تمومش کنید لطفا، امشب ابروهاش تو بوم سفید مثل قبل سالم بود.اگه قرار باشه تغییری تو چهره شم بده که خب مهم نیس خیلی هم خوبه، ما هم نباید دخالت کنیم.

 

چقد هم اسمای من تو بوم سفید زیاد شدن، مامانم هی از من می پرسید این ایمیلارو تو فرستادی

حتما اینجا هم یه سری بزنید و به محسن رای بدید. من خودم دیروز کلی رای دادم شماها هم بدین.هر چند این رای گیریها همچینم مهم نیس و من قبلا تو کلی از این چیزی شرکت می کردم و فعال بودم.ولی برای سرگرمی خوبه

کلیک کنید

راستی مصاحبه سیاوش خیرابی رو هم به مناسبت اول شدنش تو رای گیری مجله اتفاق نو تو ادامه ی مطلب نوشتم و از این بابت هم بهش تبریک میگم.



ادامه مطلب...

نگارش در تاريخ یکشنبه دهم شهریور 1387 توسط تبسم و پارمیدا |






قالب وبلاگ